بیا برویم..."

بلاخره تموم شد! اولین سفارش نقاشیم ،پرتره رادین کوچولو! سختمه که دیگه مال من نباشه، اما این باید اتفاق بیفته..دیشب به این موضوع خیلی فکر کردم، مرور کردم چیزهایی که داشتم و روزگار به زور ازم گرفت و من خیلی تلاش کردم برای حفظش ، چیزهایی که دوسشون داشتم برای حفظش تلاشی نکردم و روزگار ازم گرفت و چیزهایی که خیلی دوسشون داشتم و خواستم که دیگه مال من نباشند... دیشب بازم خواستم این احساس عجیب رو تجربه کنم!
وقتی ساعتها وقت می ذاری و منتظر متولد شدن یه نقش رو کاغذ می شی وارد بازی مادر و فرزندی شدی، شایدم یه تجربه کوچیک از خالق و مخلوقی... خدایا! چقدر دوست دارم که مخلوق توام و تو اینهمه منو دوست داری...
سوفوکلس! تازه به اندازه 2 صفحه دربارش خوندم، مرد غزلها و داستانهای غم انگیز...سوفوکلس در تمام رشته های هنری به قول صالح اعلاء کاربلد بوده ... راستی ! سوفوکلس از یه غم بزرگ به هنر رسید یا این هنر که غم های بزرگ رو برای هنرمند به ارمغان میاره؟

هر لحظه حرفي در ما زاده ميشود
هر لحظه دردي سر بر ميدارد
و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما می جوشد
اين ها بر سينه ميريزند و راه فراري نمييابند
مگر اين قفس کوچک استخواني گنجايشاش چه اندازه است؟
دکتر علی شریعتی
قفس کوچک استخوانی...
قفس کوچک استخوانی من ...

فقط همین!

