تبليغاتX
آمّین
آمّین

تجربه مهربونی تو و فراموش کاری من همیشه برام تازگی داره !

 هر بار که می ترسم و تو در آغوشم می گیری، هر بار که دلتنگ می شم و تو دستامو محکم می گیری، هر بار که تو تاریکی شب گم می شوم و تو فانوس بدستم می دی، هر بار که آرزو می کنم و تو شگفت زده ام می کنی، هر بار که تا می خوام فریاد بزنم "پس کجایی ؟"، و تو آهسته در گوشم میگی کنار تو، هر بار که قلبم بی تاب  مهربونیت میشه و  تو بی تاب تر  از من آرومش  میکنی ... خدای من ! هر بار که فراموشت می کنم و تو فراموشم نمی کنی، برام یه تجربه تازه ای ، بزرگتر از قبل، مهربون تر از قبل، خدایا!! محبوب تر از قبل... چه حس خوبیه وقتی " دوستت دارم" از قلبم می گذره و تو بی واسطه می شنوی ، به همین سادگی، بی گل ، بی نامه... دوستت دارم... دوستت دارم بیشتر از قبل...  

                                                                                               آمین

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم تیر 1388 توسط سمیه عبداله پور |

نگاه مرد مسافر به روي زمين افتاد :
"چه سيب هاي قشنگي !
حيات نشئه تنهايي است."
و ميزبان پرسيد:
قشنگ يعني چه؟
- قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال
و عشق ، تنها عشق
ترا به گرمي يك سيب مي كند مانوس.
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد ،
مرا رساند به امكان يك پرنده شدن.
- و نوشداري اندوه؟
- صداي خالص اكسير مي دهد اين نوش.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط سمیه عبداله پور |

همیشه بهانه هایی برای نگفتن وجود دارد! اینبار بهانه این دل کوچیکت چیه سمیه؟!

... این روزها چقدر به آسمون نگاه میکنم،  و آسمون چقدر به من نگاه میکنه ... من و آسمون صبح... این عکس رو امروزصبح که با خورشید چشم تو چشم شدم گرفتم ، من وآسمون صبح ... من و یه آسمون بهونه...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم تیر 1388 توسط سمیه عبداله پور |
قالب وبلاگ