تجربه مهربونی تو و فراموش کاری من همیشه برام تازگی داره !
هر بار که می ترسم و تو در آغوشم می گیری، هر بار که دلتنگ می شم و تو دستامو محکم می گیری، هر بار که تو تاریکی شب گم می شوم و تو فانوس بدستم می دی، هر بار که آرزو می کنم و تو شگفت زده ام می کنی، هر بار که تا می خوام فریاد بزنم "پس کجایی ؟"، و تو آهسته در گوشم میگی کنار تو، هر بار که قلبم بی تاب مهربونیت میشه و تو بی تاب تر از من آرومش میکنی ... خدای من ! هر بار که فراموشت می کنم و تو فراموشم نمی کنی، برام یه تجربه تازه ای ، بزرگتر از قبل، مهربون تر از قبل، خدایا!! محبوب تر از قبل... چه حس خوبیه وقتی " دوستت دارم" از قلبم می گذره و تو بی واسطه می شنوی ، به همین سادگی، بی گل ، بی نامه... دوستت دارم... دوستت دارم بیشتر از قبل...

آمین
نگاه مرد مسافر به روي زمين افتاد :
"چه سيب هاي قشنگي !
حيات
نشئه تنهايي است."
و
ميزبان پرسيد:
قشنگ
يعني چه؟
-
قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال
و
عشق ، تنها عشق
ترا
به گرمي يك سيب مي كند مانوس.
و
عشق ، تنها عشق
مرا
به وسعت اندوه زندگي ها برد ،
مرا
رساند به امكان يك پرنده شدن.
-
و نوشداري اندوه؟
-
صداي خالص اكسير مي دهد اين نوش.

همیشه بهانه هایی برای نگفتن وجود دارد! اینبار بهانه این دل کوچیکت چیه سمیه؟!
... این روزها چقدر به آسمون نگاه میکنم، و آسمون چقدر به من نگاه میکنه ... من و آسمون صبح... این عکس رو امروزصبح که با خورشید چشم تو چشم شدم گرفتم ، من وآسمون صبح ... من و یه آسمون بهونه...


